| سرمست ترین | X | |
|
عمری است که من اسیر و پابست توام خــــواهـــان شـــراب ناب از دست توام کی مســت کند مـــرا شـــراب انگـــــور من مست زآن دو چشم ســـرمست توام
| ||


سرمست ترين مست در خانه عشقم

آتش در دل فکن،
بر پا کن صد شرر
سوزان
کوبان شکن
برکش جامی دگر
زین شام و زین پگاه
جانی دیوانه خواه (ااااااا)
با من
بیگانهای
پیشم خوان و خموش
زهرت
در خون من
بادااااا هماره نوش
در سکوتی ماتـمافزا
من کناری و مرغ شیدا
بیا بیا
شاهد نالهی حزینم شو
با نوایی به روز و شب
همــصدای دل غـمینــم شو
ای صبا گر شنیدهای
راز قلب شکستهام امشب
با پیامی به او رسان
رهــگذار دل حــزیـنـم شو
لحظهای آسمان تو بنگر
چهره ارغوانیام
با غم عــشق او خزان شد
نوبهار جوانی ام
لحظهای آسمان تو بنگر
چهره ارغوانیام
با غم عــشق او خزان شد
نوبهار جوانیام
نوبهار جوانیام
ای شادی،آزادی
روزی که باز آیی
با این دل غم پرور
من با تو چه خواهم کرد
دلهامان خونین است
غمها مان سنگین است
ما سر تا پا زخمیم
ما این دل عاشق را
در راه تو آماج بلا کردیم
برای شنیدن آهنگ بر روی دکمه زیر کلیک کنید

من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
منظورم از مستی تویی
ای عشق عالم گیر من
از مستی ام منظور تو
خم خانه تو انگور تو
جانا سراپا نور تو
از می تویی تفسیر من
آزاده دل بسته ام
دل بسته وارسته ام
صد پاره نگسسته ام
ای عشق تو زنجیر من
بی می کجا میخواره ام
بی لطف تو بیچاره ام
غمدیده غمباره ام
ای وای از این تقدیر من
از عشق زیباتر تویی
از اشک والاتر تویی
از گریه بالاتر تویی
در این شب دلگیر من
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
بگذر بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
دلی دارم بلای عشق و دیده
مصیبتهای دنیا رو کشیده
بمیرم من واسه اون دل شکسته
که چون من خیری از دنیا ندیده
که چون من خیری از دنیا ندیده
من از این شب شب هجران
من از این شب شب هجران
چه گویم
از این گردونه گردون چه گویم
تو که چشمات طبیب درد من نیست
من از دردای بی درمون چه گویم
من از دردای بی درمون چه گویم
غم و دردو پریشونیم از اینه
که میدونم جدایی در کمینه
هزارون غم زدن خنجر به جونم
چه گویم کار این دنیا همینه
در دلم ابر تو میبارد عشق
سینه ام داغ تو را داردعشق
باورم نیست کسی از غم تو
دل دیوانه نیازارد عشق
باورم نیست کسی زخم تو را
بر دل خون شده نگذارد عشق
آن غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد عشق
تن به دریای تو بسپاردعشق
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش
من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم
نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم
گوش دادن به آهنگ مست و خراب با صدای محسن نامجو (آهنگ کم حجم)

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکُنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم
حافظ
شنیدن موسیقی(کم حجم) بسیار زیبای زلف بر باد مده با صدای محسن نامجو
کلیپ زلف بر باد با صدای محسن نامجو و بازی زهرا امیرابراهیمی

دانلود با کیفیت پایین
دانلود با کیفیت بالا
یه توضیحی هم بدم که آهنگهایی که نامجو می خونه با یکبار گوش دادن فکر میکنی مسخره است . ولی وقتی با تمام وجود گوش می کنی حتی تا حالت خلسه هم میری! وقت دلتنگی ها به داد آدم می رسه . بیشتر هم حالت واحساس شاعر (اکثراْ هم حافظ و مولانا و ...) رو هنگام خوندن شعر به آدم میده

ليلي و مجنون

بيا تا ليلي و مجنون شويم، افسانه اش با من
بيا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من
بيا تا سر به روي شانه هم را ز دل گوييم
اگر مويت چو روزم شد پريشان، شانه اش با من
در ميخانه چشمت، به گلگشته نگه وا کن
خرابم کن خراب، آبادي ويرانه اش با من
سلام اي غم، سلام اي همزبان مهربان دل
پر پرواز وا کن چون پرستو، لانه اش با من
مگو ديوانه خو زنجير گيسو را ز هم وا کن
دل ديوانه ديوانه ديوانه اش با من
در اين دنياي وانفساي حسرت زاي بي فردا
خدايا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من
مگو ديگر سمندر در دل آتش نمي سوزد
تو گرمم کن به افسون، گرمي افسانه اش با من
چه بشکن بشکني دارد، فلک در کار سرمستان
تو پنهان بشکن اين، نشکستن پيمانه اش با من

بیژن سمندر

برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
بهانه
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من
اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفهای دل من
چشم تو هر جا که میرم
جاری تو چشمهای منتظر من
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن
تو رو اون لحظه که دیدم
به بهانه هام رسیدم
از تو تصویری کشیدم
که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم
قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم
با تو یک خاطره ساختم
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من




برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
من باهاتم
روزگاری یار من بودی و یار من نبودی
ماه من بودی ولی در شام تار من نبودی
در بهار آرزو ای گلبن عشق و جوانی
باغ گل بودی ولی باغ بهار من نبودی
ای بسا شبها که در روزن نشسته
منتظر بودی ولی در انتظار من نبودی
ای شکسته، تو شکستی، مویه کردی
غصه خوردی، از ته دل گریه کردی
من باهاتم، خاک پاتم، مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
عشق در تو، شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم، مثل بارون تو چشاتم
مثل غصه تو صداتم
چون پرنده در هواتم
علیرضا میبدی
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
طناز 
طناز من ای ناز من ای ناز
ناز من ای ناز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
تو شعر و آواز
باز با هم می خندیم
باز با هم می رقصیم
اما نه به این ساز اما نه به این ساز
طناز من ای ناز من ای ناز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
این زندگی این جور نمی مونه
عشق من ازم دور نمی مونه
صاحب داره دنیا همه کاراش
این جوری که ناجور نمی مونه
این جوری که ناجور نمی مونه
دنیام که به تاریکی شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
آخ اونچه منو زنده می ذاره
عشق تو عزیز و عشق فرداست
عشق تو عزیز و عشق فرداست
گفتم که خدا عزیزترینه
نازش بکشیم که نازنینه
باز رد می شه ابر پاره پاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره
طناز من ای ناز من ای ناز
ناز من ای ناز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
تو شعر و آواز
باز با هم می خندیم
باز با هم می رقصیم
اما نه به این ساز اما نه به این ساز
هدیه
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
حیران
تو حیرانی در این هنگامه
من هم از تو حیرانتر
تو در آغاز آبادی
من هم هر لحظه ویرانتر
در این بن بست ظلمانی
رهایی را چه میدانی
فرار از خود به سوی هم
و یا از هم گریزانتر
اگر از راه برگردیم سراپا حسرت دردیم
گذشتن مرگ ماندن درد كدامینند آسانتر
كدام این پیك را گویند كه من هم از تو می جویم
نشانت را و ماندم بی خبر در آن پریشانتر
در این تنهایی ممتد
فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیرآمده
ناخوانده مهمانتر
اردلان سرافراز
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید

عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای طپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم

فروغ فرخزاد

برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
تمنا
اي جان من
هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
اي جان من تو . جانان من تو
در مذهب عشق ايمان من تو
هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
اين دست تمنا که به سوي تو دراز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است
خاصييت عشق مي جوشد از تو
دل رنگ اتش مي پويد از تو
هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
از دولت عشق تو در ميکده باز اسث
هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث
اي جان من . ايمان من




برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
کعبه
تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم
هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم
مسعود امینی
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
همه وقت . همه جا
من به هر حال که باشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
تو بدان اين را . تنها تو بدان
تو بمان با من . تنها تو بمان
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب
من فداي تو .به جاي همه گلها تو بخند
من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقي ست
اخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من . تنها تو بمان
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
اي سرا پا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
به تو مي انديشم
فریدون مشیری
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم
من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم
در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم
پینه دارم
من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم
من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد
من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم
پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم
من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم
مسعود امینی
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
این چه عشقیست که در دل دارم
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را میجوید
میطپد قلبمو با هر طپشی
قصه عشق تو را میگوید
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
بخت اگر از تو جدایم کرده
میگشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق مرا
بکشد تا به سراپرده خاک
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
فروغ فرخزاد
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
صبحت بخیر عزیزم
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست
مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست
مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
دیوار غصـه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار
عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست
این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار
با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار
صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست
بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار
هما میر افشار
برای شنیدن آهنگ کلیک کنید
آهنگ مشکی رنگه عشق نیست.... ؟؟؟
اگه نشنیدید گوش بدید ....
© All Rights Reserved © For The Designer Sarmast-tarin®
هر گونه کپی برداری از وبلاگ مورد پیگرد قرار خواهد گرفت