تبليغاتX



  سرمست ترین X

 

عمری است که من اسیر و پابست توام

خــــواهـــان شـــراب ناب از دست توام

کی مســت کند مـــرا شـــراب انگـــــور

من مست زآن دو چشم ســـرمست توام

 


بزرگواري را از درختي آموز که سايه خود را حتي از سر تبرزن خود نيز کم نمي کند************** سعي کن در زندگي آن چيزهايي راکه دوست داري بدست بياوري وگرنه مجبور مي شوي آن چيزهايي را که بدست مي آوري دوست داشته باشي **************گلها را تقسيم مي کردند گل سرخ نصيب خار شد***************نفرت را با نفرت نمي توان از بين برد بلکه درمان آن عشق است**********هنگامي که دري از شادي به روي ما بسته مي شود در ديگري باز خواهد شد، اما معمولا آنقدر به در بسته نگاه مي کنيم که در باز شده را نمي بينيم**********نشستن سنگ بودن است و رفتن رود بودن ، بنگر که سنگ بودن به خاک شدن مي رسد و رود بودن به دريا شدن **********چنان زندگي کن که وقت مردن آرزوي مي کني*********اي كساني كه مامور دفن من هستيد ، گوش فرا دهيد : تابوت مرا در جاي بلندي قرار دهيد ، تا باد بوي مرا به سرزمين عاشقان ببرد .... چشمان مرا باز بگذاريد ، تا همه بدانند كه چشمان من در آرزوي ديدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت كشيدند ... دستان مرا از تابوت بيرون بگذاريد ، تا همه بدانند كه دستان من به معبود خويش نرسيده .... روي مرا با پارچه سياهي بيوشانيد ، تا همه بدانند كه روزهاي من در سياهي گذشته است ... و روي قبر من يك تكه يخ بگذاريد ، تا وقتي آب مي شود ، احساس كنم كه معبودم دارد برايم اشك مي ريزد ....*********سکوتم را به باران هديه کردم ... تمام زندگي را گريه کردم ... نبودي در فراق شانه هايت ... به هر خاکي رسيدم تکيه کردم ....********اگه کسی رو دوست داشته باشی ... نمی تونی تو چشماش زول بزنی ... نمی تونی دوری شو تحمل کنی ... نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ... نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن ..... *********خداوندا برای درد و غم درمان ندارم ... برای بی کسی یاری ندارم .... میان خانه های بی کبوتر ، خدایا من پر و بالی ندارم ... دل من صد هزاران ناله دارد ... درو ن این دلم غم خانه دارد ... به روی خشت های بی نشانه ، غم و دردند که با هم ناله دارند ... درون قلب من امیدها بود ... درون سینه ام فریادها بود ... ***********بيا در ساحل غمناک بودن ، براي لحظه اي يک رنگ باشيم ... بيا تا مثل شب بوهاي عاشق ، شبي هم ما کمي دلتنگ باشيم ... بيا تا در لحظه سرخ نيايش ، رود روي ابر پاک و ساده باشيم ... بيا هر وقت باران باز باريد ، براي گل شدن آماده باشيم ....*****به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ... به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد ... و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ....******همیشه تو زندگی تلخ ترین لحظات رو یکی می سازه که یه روز قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود ....*********
سرمست ترين مست در خانه عشقم
سقراط و جوان
مي گويند که جواني کم شور و شوق نزد سقراط رفت و گفت:" اي سقراط بزرگ آمده ام که از خرمن دانش تو خوشه اي برگيرم."
فيلسوف يوناني جوان را به دريا برد، او را به درون آب کشانيد و سرش را 30 ثانيه زير آب کرد. وقتي که دست خود را بر داشت تا جوان سر از آب برآورد و نفس بکشد، سقراط از او خواست که آنچه را خواسته بود تکرار کند.
جوان نفس زنان گفت:" دانش، اي مرد بزرگ". سقراط دوباره سرش را زير آب کرد و اين بار چند ثاينه بيشتـر. بعد از چند بار تکرار اين عمل، سقراط پرسيد: " چه مي خواهي" جوان که از نفس افتـاده بود به زحمت گفت: "هـوا. هـوا مـي خواهم"
سقراط گفت: " بسيار خوب، هر وقت که نياز به دانش را به قدر نياز به هوا احساس کردي ، آن را به دست خواهي آورد."
هيچ چيز جاي عشق و علاقه را نمي گيرد. شور و شوق يا عشق و علاقه نيروي اراده را بر مي انگيزد. اگر چيزي را از ته دل بخواهيد نيروي اراده دستيابي به آن را پيدا خواهيد کرد. تنها راه ايجاد چنان خواست هايي تقويت عشق و علاقه است.

نوشته شده توسط سرمست ترین در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 18:48 | لينک ثابت |

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکُنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم
حافظ

شنیدن موسیقی(کم حجم) بسیار زیبای زلف بر باد مده با صدای محسن نامجو

کلیپ زلف بر باد با صدای محسن نامجو و بازی زهرا امیرابراهیمی

دانلود با کیفیت پایین
دانلود با کیفیت بالا

یه توضیحی هم بدم که آهنگهایی که نامجو می خونه با یکبار گوش دادن فکر میکنی مسخره است . ولی وقتی با تمام وجود گوش می کنی حتی تا حالت خلسه هم میری! وقت دلتنگی ها به داد آدم می رسه . بیشتر هم حالت واحساس شاعر (اکثراْ هم حافظ و مولانا و ...) رو هنگام خوندن شعر به آدم میده

نوشته شده توسط سرمست ترین در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 1:20 | لينک ثابت |

 

 

سرمست ترین

ایمیل به سرمست ترین

مشخصات      شما

جستجوگر   گوگل

ماشین حساب

بازی پازل

روز شمار


دخـتــــر دريـــا كليك كنيد                       سرمست ترين مست در خانه عشقمآهــــــــــــــــــــاوران بزرگترین وبلاگ عاشقان کلبه ی اشک کلیک کنید وبلاگ tv24

Ads by Ydc.ir


©  All Rights Reserved © For The Designer Sarmast-tarin®

هر گونه کپی برداری از وبلاگ مورد پیگرد قرار خواهد گرفت

"به وبلاگ خودتون خوش اومديد نظر يادتون نره"