| سرمست ترین | X | |
|
عمری است که من اسیر و پابست توام خــــواهـــان شـــراب ناب از دست توام کی مســت کند مـــرا شـــراب انگـــــور من مست زآن دو چشم ســـرمست توام
| ||


سرمست ترين مست در خانه عشقم
جرات راحت شدن رو هم ندارم
داشتم که الان اینجا نبودم
الان دارم چیکار میکنم؟
آخرش چی میشه؟
که چی بشه؟
دنیام پوچه
آه کوچاره؟
همه چی تکراری شده میدونی چه تکراری؟انگار یه بار این زندگی رو داشتم وتمومش کردم و از اول شروع شده.بی معنی تر از این هم میشه؟کنکور ۲۰ سال پیرم کرد .کو کسی که حقمو بهم برگردونه کیه که میگه حقم ضایع نشده؟ کجا ان اون مسئولهای بیشعور که اینطور با ما بازی میکنن و میخندن
میگن عادیه؟
خیلی خستم خیلی زیاد
چه کنم؟
بعد از یه مدت طولانی اومدم بالاخره کنکور تموم شد
به کی دارم میگم؟
ولش کن خودمم و دلم
کسی هم نیاد خیالی نیس
رنج هام تموم شد؟
کنکورو امروز دادم
ولی مگه رنج هام تمومه؟
تازه شروع شده؟
چه میدونم.اینقده گیج شدم که نمیدونم چی بگم .راحت بود؟نمیدونم!
ولش کن.تا بعد

آتش در دل فکن،
بر پا کن صد شرر
سوزان
کوبان شکن
برکش جامی دگر
زین شام و زین پگاه
جانی دیوانه خواه (ااااااا)
با من
بیگانهای
پیشم خوان و خموش
زهرت
در خون من
بادااااا هماره نوش
در سکوتی ماتـمافزا
من کناری و مرغ شیدا
بیا بیا
شاهد نالهی حزینم شو
با نوایی به روز و شب
همــصدای دل غـمینــم شو
ای صبا گر شنیدهای
راز قلب شکستهام امشب
با پیامی به او رسان
رهــگذار دل حــزیـنـم شو
لحظهای آسمان تو بنگر
چهره ارغوانیام
با غم عــشق او خزان شد
نوبهار جوانی ام
لحظهای آسمان تو بنگر
چهره ارغوانیام
با غم عــشق او خزان شد
نوبهار جوانیام
نوبهار جوانیام
ای شادی،آزادی
روزی که باز آیی
با این دل غم پرور
من با تو چه خواهم کرد
دلهامان خونین است
غمها مان سنگین است
ما سر تا پا زخمیم
ما این دل عاشق را
در راه تو آماج بلا کردیم
برای شنیدن آهنگ بر روی دکمه زیر کلیک کنید
سلام دوستان واقعا از همه عذر میخوام که نتونستم مطلب جدید بفرستم و وبلاگو به روز کنم و شرمنده دوستانی شدم که به وبلاگ سر زده بودند اما من نتونسته بودم بهشون سر بزنم .
چی حدس میزنین ؟
پدیده غریب و ستمگر کنکوره دیگه .... و هزار بد بختی و بد فکری و مصیبت و سرکوفت .
دلم تنها ترین دلهاست اینجا که از دست این کنکور تیر خورده !
دلم با پای خسته لنگ لنگون تن زخمیشو از این وبلاگ (یه چند وقت کوتاه!)برده!
ببخشید دیگه....
از انتهای کنکور به بعد تمام نیمه وقت در خدمتیم!

من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
منظورم از مستی تویی
ای عشق عالم گیر من
از مستی ام منظور تو
خم خانه تو انگور تو
جانا سراپا نور تو
از می تویی تفسیر من
آزاده دل بسته ام
دل بسته وارسته ام
صد پاره نگسسته ام
ای عشق تو زنجیر من
بی می کجا میخواره ام
بی لطف تو بیچاره ام
غمدیده غمباره ام
ای وای از این تقدیر من
از عشق زیباتر تویی
از اشک والاتر تویی
از گریه بالاتر تویی
در این شب دلگیر من
ای ماه من ای میر من
ای کعبه و ای پیر من
بگذر بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
بگذر که خواهم بگذری
باز از سر تقصیر من
دلی دارم بلای عشق و دیده
مصیبتهای دنیا رو کشیده
بمیرم من واسه اون دل شکسته
که چون من خیری از دنیا ندیده
که چون من خیری از دنیا ندیده
من از این شب شب هجران
من از این شب شب هجران
چه گویم
از این گردونه گردون چه گویم
تو که چشمات طبیب درد من نیست
من از دردای بی درمون چه گویم
من از دردای بی درمون چه گویم
غم و دردو پریشونیم از اینه
که میدونم جدایی در کمینه
هزارون غم زدن خنجر به جونم
چه گویم کار این دنیا همینه
در دلم ابر تو میبارد عشق
سینه ام داغ تو را داردعشق
باورم نیست کسی از غم تو
دل دیوانه نیازارد عشق
باورم نیست کسی زخم تو را
بر دل خون شده نگذارد عشق
آن غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد عشق
تن به دریای تو بسپاردعشق
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
اگه قلبمو شکستن
همه درا رو بستن
در میخونه که بازه
مستی ام که چاره سازه
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
نمیخوام کنار این مردم بیوفا برم
پیش کی عاشق و دیوونه و بی ریا برم
آخرش مستای میخونه به دادم میرسن
ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن
بعد از این سراغمو
از شب میخونه بگیر
بعد از این سراغمو
از می و پیمونه بگیر
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
واسه من که دل شکستم
از غم زمونه خستم
اگه مستی ام نباشه
می پرستی ام نباشه
دیگه چی تو زندگی
درمون دردای منه
اگه میخونه نباشه
پس کجا جای منه
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
من میخوام به خونه خدا برم
اگه میخونه نرم کجا برم
به طوری که وقتی دخترش به او نزدیک شد متوجه نشد. دختر پس از کمی سکوت گفت:
- بابا چیکار می کنید؟
- دخترم دارم قرار ملاقات هام رو توی دفترم می نویسم.
باز مجدداً دختر پس از چند لحظه سکوت گفت:
- بابا آیا اسم من هم در اون دفتر هست؟
درسته ما آدمها انقدر خودمون رو سرگرم زندگی می کنیم که خیلی ها رو فراموش می کنیم. این دنیای بزرگ اونقدر مشغله برای ما می تراشه که واقعاً بزرگترین و نزدیکترین رو فراموش می کنیم.
خدا ما رو نیافریده تا ما خودمون رو اونقدر سرگرم زندگی کنیم که حتی فرصت نکنیم باهاش دو کلمه حرف بزنیم. خدا می خواد تا حداقل چند دقیقه از روز با ما صحبت بکنه. مطمئناً اگر همه ما صدای خدا رو می شنیدیم الآن بهمون می گفت : آیا اسم من توی اون دفتر هست؟
با آرزوی اینکه اولین اسم توی دفتر برنامه روزانه ما خدا باشه.
سیلاس
یک روز یک مرد جوان رفت پیش دکتر وینسنت پیل و بهش گفت:
- آقای دکتر من خسته شدم. من نمی تونم از پس مشکلاتم بر بیام. لطفاً به من کمک کنید.
دکتر پیل جواب داد:
- باشه فقط یکم صبر کن من یک سخنرانی دارم بعد از سخنرانی به تو جایی رو نشون میدم که هیچ کس اونجا مشکلی نداره.
مرد جوان خوشحال میشه و میگه:
- باشه من منتظرم. هر طور شده به هر قیمتی من به اونجا میرم.
بعد از سخنرانی پیل اون مرد رو به اون مکان برد. میتونید حدس بزنید اونجا کجا بود؟
قبرستان
پیل یه نگاهی به مرد جوان انداخت و گفت:
- اینجا 150 نفر اقامت دارن بدون اینکه مشکلی داشته باشن. مطمئنی که میخوای به اینجا بیای؟
واقعاً همینطوره. همه ما توی دنیایی زندگی میکنیم که پر از مشکلاته و تا پایان عمرمون با اونها دست و پنجه نرم می کنیم. فقط زمانی خلاص میشیم که عمرمون توی این دنیا به پایان برسه. پس بهتره برای پیروزی از مشکلاتمون از خدا کمک بخواهیم و زمانیکه با آنها روبرو میشیم اون رو یک چیز عادی بدونیم. توی مسابقه دو با مانع شرکت کنندگان موانع را جزئی از مسابقه میدانند و برای رسیدن به خط پایان و پیروزی موانع را پشت سر میگذارند و هرگز به خاطر اینکه ممکنه با موانع برخورد کنند از دور مسابقه خارج نمیشن.
زندگی ما هم مثل مسابقه دو با مانع میمونه. بهتره ازش فرار نکنیم بلکه خودمون رو برای مقابله با اونها آماده کنیم.
حالا بهتره اینکار رو بکنیم : هرگاه با آزمایشها روبرو میشوید آن را کمال شادی بیانگارید، زیرا میدانیم گذار ایمان شما از بونه آزمایشها پایداری به بار می آورد. *
پس: دلسرد نمیشویم هر چند انسان ظاهری ما فرسوده میشود انسان باطنی روز به روز تازهتر میشود. *
چون: در سختیها نیز فخر میکنیم، زیرا میدانیم سختیها بردباری به بار میآورد و بردباری شخصیت را میسازد و شخصیت سبب امید میشود و امید به سرافکندگی نمیانجامد. *
ستاره ها(*) آیاتی از انجیل میباشند
© All Rights Reserved © For The Designer Sarmast-tarin®
هر گونه کپی برداری از وبلاگ مورد پیگرد قرار خواهد گرفت